|
مسابقه عیدانه : کاری از گروه فرهنگ و معارف اسلامی شبکه دوسیما  مسابقه شماره : 1 مسابقه شماره : 2 مسابقه شماره :3 مسابقه شماره :4 مسابقه شماره : 5 مسابقه شماره : 6 مسابقه شماره : 7 مسابقه شماره :8 مسابقه شماره : 9 مسابقه شماره : 10 مسابقه شماره : 11 مسابقه شماره : 12 مسابقه شماره : 13 مسابقه شماره : 14 مسابقه شماره : 15 مسابقه شماره : 16 مسابقه شماره : 17 مسابقه شماره : 18 مسابقه شماره : 19 مسابقه شماره : 20 مسابقه شماره : 21 مسابقه شماره : 1 منبع : کتاب امامت و رهبری صفحه 18-16 سوال: کدامیک از شخصیتهای ذیل از طراحان فکر اتحاد اسلامی در عصر ما هستند ؟ الف : ایت الله العظمی بروجردی ب : شیخ عبد المجید سلیم ج : هر دو گزینه متن کتاب: طراحان فکر عالی اتحاد اسلامی که در عصر ما مرحوم آیت الله الظمی بروجردی (قدس الله سره ) در شیعه و علامه شیخ عبدالمجید سلیم و علامه شیخ ; ; ; محمود شلتوت در اهل تسنن در راس آن قرار داشتند معتقدبو دند که فر قه های اسلامی در عین اختلا فی که در کلام و فقه و غیره با هم دارند ، به واسطه مشترکات بیشتری که در میان آنها هست می توانند در مقابل دشمنان خطر ناک اسلامی دست برادری بدهند و جبهه واحدی تشکیل دهند این بزرگان هرگزدر صدد طرح وحدت مذهبی و تحت عنوان و حدت اسلامی – که هیچ گاه علمی نیست نبودند .آنچه مخصوصا مرحوم ایت الله برو جردی بدان می اندیشیدند این بود که زمینه را برای پخش و انتشار معارف اهل بیت در میان اهل تسنن فراهم کند و معتقد بود که این کار جز با ایجاد حسن تفاهم امکان پذیر نیست . توفیقی که آن مرحوم در طبع بر خی کتب فقهی شیعه در مصر به دست خود مصریان در اثر حسن تفاهمی که به وجود اورده بود کسب کرد از مهمترین موفقیتهای شیعه است ( جزا ه الله عن الاسلام و المسلمین خیر الجزاء)به هر حال طرفداری از تز اتحاد اسلامی ایجاب نمی کند که در گفتن حقا یق کو تاهی شود آنچه نباید صورت گیرد کارهایی است که احساسات و تعصبات و کینه های مخالف را بر می انگیزد اما بحث علمی و سرو کارش با عقل و منطق است نه عواطف و احساسات ..... خوشبختانه در عصر ما محققان بسیاری در شیعه پیدا شده اند که از همین روش پسندیده پیروی می کنند . در راس همه انها علامه جلیل آیت الله سید شرف الدین عاملی و علامه کبیر ایت الله شیخ محمد حسین کاشف الغطاء و علامه بزرگوار ایت الله شیخ عبالحسین امینی مولف کتاب شریف اغدیر نام برد . مسابقه شماره 2 منبع : مجموعه اثار جلد 25 شهید مطهری صفحه 27-26 سوال : مقصود از وحدت اسلامی چیست ؟ الف : اتحدا پیر وان مذاهب مختلف در برابر بیگانگان ب : انتخاب یکی از مذاهب و حذف سایر مذاهب ج : ایجاد مذهبی جدید از مشترکات همه مذاهب متن کتاب: ( مقصود از وحدت اسلامی چیست ؟ آیا مقصود این است : از میان مذاهب اسلامی یکی انتخاب شود و سایر مذاهب گرفته شود و مفترقات همه آنها کنار گذاشته شود و مذهب جدیدی بدین نحواختراع شود که عین هیچ یک از مذاهب موجود نمی باشد ؟ یا اینکه وحدت اسلامی به هیچ وجه ربطی به و حدت مذاهب ندارد و مقصود از اتحاد مسلمین اتحاد پیروان مذاهب مختلف در عین اختلافات مذهبی در برابر بیگانگان است ؟مخالفین اتحاد مسلمین برای اینکه از وحدت اسلامی مفهومی غیر منطقی و غیر علمی بسازند آن را به نام وحدت مذهبی توجیه می کنندتادر قدم اول با شکست مواجه گردد بدیهی است که منظور علمای روشنفکر اسلامی از وحدت اسلامی ، حصر مذاهب به یک مذهب ویا اخذ مشترکات مذاهب و طرد مفترقات آنها – که نه معقول و نه منطقی است و نه مطلوب و علمی نیست منظور این دانشمندان متشکل شدن مسلمین است در یک صف در برابر دشمنان مشترکشان . این دانشمندان می گویند مسلمین مایه وفاقهای بسیار دارند که می توانند مبنای یک اتحاد محکم گردد . مسلمین همه خدای یگانه را می پرستند و همه به نبوت رسول اکرم (ص) ایمان و اذعان دارند ،کتاب همه قر آن و قبله همه کعبه است ، با هم و مانند هم حج می کنند و مانند هم نماز می خوانند و مانند هم روزه می گیرند و مانند هم تشکیل خانواده می دهند و داد و ستد می نمایندو کودکان خود را تربیت می کننده و اموات خود را دفن می نمایند و جز در اموری جزئی در این کارها با هم تفو تی ندارند . مسلمین همه از یک نوع جهان بینی بر خوردارند و یک فرهنگ مشترک دارند و در یک تمدن عظیم و با شکوه و سابقه دار شر کت دارند . وحدت در جهان بینی ، در فرهنگ ، درسابقه تمدن ، در بینش ومنش ، در معتقدات مذهبی در پرستشها و نیایشها ، در آداب و سنن اجتماعی خوب می تواند از آنها ملت واحد بسازد و قدرتی عظیم و هایل به وجود اورد که قدرت های عظیم جهان ناچار در برابر انها خضوع نمایند ، خصوصا اینکه متن اسلام بر این اصل تاکید شده است مسلمانان به نص صریح قر آن برادر هستند . مسابقه شماره 3 منبع : سخنرانی مقام معظم رهبری در دیدار با میهمانان کنفرانس وحدت اسلامی برادران اهل تسنن و تشیع استانهای کردستان و کرمانشاه 24/7/1368 سوال : چگونه وجود نبی مکر م اسلام (ص) بزرگ تریت مایه وحدت است ؟ الف : اعتقاد آحاد مسلمانان به آ ن وجود اقدس با عطفه و عشق توام است ب : آن بزرگوار مرکز و محور عواطف همه مسلمان ها است ج : هر دو گزینه صحیح است متن كتاب :وجود نبی مکرم اسلام (ص) بزرگ ترین مایه وحدت در همه ادوار اسلامی بوده است و امروز هم می تواند باشد ؛ چون اعتقاد آحاد مسلمانان به وجود اقدس بزرگوار ،با عاطفه و عشق توام است و لذا آن بزرگوار ، مرکز و محور عواطف و عقاید همه ی مسلمانهاست و همین محوریت ، یکی از موجبات انس دلهای مسلمین و نزدیکی فرق اسلامی با یک دیگر به حساب می اید . ابعاد شخصیت نبی اکرم را هیچ انسانی قادر نیست به نحو کامل بیان نماید و در تصویر نزدیک به واقعی از شخصیت آن بزرگوار ارایه نماید . انچه ما از برگزیده ی پروردگار عالم و سرور پیامبران سراسر تاریخ شناخته و دانسته ایم ، سایه و شبحی از وجود معنوی و باطنی و حقیقی و آن بزرگوار است ؛ اما همین مقدار معرفت هم برای مسلمانان کافی است تا اولا حرکت آنها را به سمت کمال تضمین کند و قله انسانیت و اوج تکامل بشری رادر مقابل چشم آنان قرار بدهد و ثانیا انها را به وحدت اسلامی و تجمع حول انحضرت و تعالیمی که از ان بزرگوار ماثور و منصوص است کار زیادی بشود . بعد ازدوران قرون وسطی که در دنیای مغرب زمین و مسیحیت ، تهجم تبلیغاتی وسیعی نسبت به شخصیت رسول اکرم (ص) انجام گرفت و دشمنان سوگند خورده ی اسلام که یکی از راههای مبارزه با اسلام این است که چهره نبی مکرم اسلام (ص) را مخدوش بکنند و کار های زیادی هم در این زمینه انجام گرفت ، تا امروز که دشمن به نحو مستمر و با شیوه های مختلف ، روی امحای شخصیت پیغمبر از ذهنهای آزادگان عالم کار کرده است ، مردم بسیاری در دنیا هستند که اگر پیامبر اسلام را به همتان اندازه یی که مسلمانان می شناسند یا حتی کمتر از آ بشناسند – یعنی حقیقتا فقط شبحی از آن چهره ی منور بر دلهای آنان آشکار شود – عقیده و گرایش آنها نسبت به اسلام و معنویت اسلامی تضمین خواهد شد . ما باید روی این مسئله کار کنیم .بزرگ تریت تبلیغ برای اسلام شاید همین باشد که ما چهره پیامبر اسلام را برای بینندگان و جویندگان عالم روشن کنیم و بسیار بجاست قبل از آن که دشمنان و مخالفان ، با روشها و شیوه های فرهنگی هنری پیچیده ی خود چهره یان بزرگ وار را در اذهان مردم بی خبر عالم مخدوش کنند ، مسلمانان هنر مند و مطلع و وارد به شیوه های گوناگون در عالم ، با بیان و تبلیغ و تبیین راجع به انها شخصیت معظم و مکرم ، کار علمی و فرهنگی و هنری و تبلیغی بکنند ، اینها کارهای لازمی است .شما در همین اواخر ملاحضه کردید که وقتی استکبار جهانی به برکت انقلاب اسلامی با رشد معنوی اسلام مواجه شد در جبهه ی نظامی و سیاسی نتوانستند انقلاب و جمهوری اسلامی را – که امروز مظهر و نمودار اسلامی و علمی است – بکوبند و شکست بدهند و خواستند به تهاجم فرهنگی دست بزنند ، مزدور خودشان را وادار کردند تا به شخصیت رسول اکرم و نبی معظم اهانت بکند و شیطان صفتی به دستور شیاطین زر و زور عالم ، ان کتاب را بنویسد که البته با پاسخ و عکس العمل قاطع مسلمین عالم و در مقدم آنان آمام بزرگوار و رهبر عظیم الشان و فقید ما مواجه شدند که به هدر بودن خون آن شیطان صفت و اعدام او حکم کردند . پس ، یک مطلب این است که باید روی معرفی شخصیت رسول اکرم کار کنیم و نه فقط ، شخصیت آن بزرگوار به معنای زندگی آن حضرت بلکه ابعد گونا گون وجود آن بزرگوار مثل : اخلاق و روش حکومت و مردمداری و عبادت و سیاست و جهاد و تعلیمات خاص را مورد توجه قرار دهیم . نه فقط هم کتاب بنویسیم ، بلکه باید کار هنری و تبلیغی را با شیوه های جدید و با استفاده از تکنیک های موجود شروع کنیم و نه فقط در جمهوری اسلامی ، بلکه در همه ی انحای جهان اسلام ، ان را انجام دهیم مسابقه شماره 4 منبع : سخنرانی مقام معظم رهبری در دیدار با میهمانان کنفرانس وحدت اسلامی برادران اهل تسنن و تشیع استانهای کردستان و کرمانشاه 24/7/1368 سوال : اتحاد مسلما نان به چه معنی است ؟ الف : انحراف مسلمانان و فرق گوناگون از عقاید خاص کلامی و فقهی خود ب : همدلی و همکاری فرق گونا گون اسلامی در مقابله با دشمنان اسلام ج : هر دو گزینه صحیح است متن كتاب :... امروز تمام تشکیلات تبلیغاتی ولبسته به استع مار و استکبار و یادی آنها در همین منطقه ی اسلامی دست به دست هم داده اند تا با تبلیغات مضر ، وحدت را که مورد نظر اسلام است و نظام اسلامی کمر بسته ان می باشد ، بشکنند. علمای اسلام باید مواظب باشند مراقب این مظاهب و اختراعی و جعلی – که نقص وحدت است با شید ، مواظب این دلار های نفتی که برای ایجاد تفرقه به کار می رود باشید ، مواظب این دستهای پلید و مزدور که سعی می کنند ((عروت الوثقی ))ی وحدت بین مسلمین را بگسلند و پاره کننده باشید با اینها بر خورد کنید این لازمه علاقه به وحدت و پیمودن راه وحدت اسلامی است . بدون این ، ممکن نیست .ما در مسئله وحدت جدی هستیم ما اتحاد مسلمین را هم جدی کرد ه ایم . اتحاد مسلمین ، به معنای انصراف مسلمین ، و فرق گوناگون از عقاید خاص کلامی و فقهی خودشان نیست ؛ بلکه اتحاد مسلمین به دو معنای دیگر است که هر دوی ان باید تامین بشود : اول این که فرق گوناگون اسلامی ( فرق سنی و فرق شیعه ) که هر کدام هر کدام فرق مختلف کلامی وفقهی دارند – حقیقتا در مقابله با دشمنان اسلام ، همدلی و همدستی و همکاری و همفکری کنند. و تفاهم ایجاد نمایند و مذاهب فقهی را با هم مقایسه و منطق کنند. بسیاری از فتوای فقها و علما هست که اگر مورد بحث فقهی عالمانه قرار بگیرد ، ممکن است با مختصر تغییری ، فتوای دو مذهب به هم نزدیک شود .لذا ما جدا علاقه مند هستیم که ( دارالتقریب بین مذاهب الاسلامیه ) را ایجاد کنیم . ما مایلیم این کار ار انجام بگیرد . البته ، در گذشته این کار شروع شده وتلاش های مخلصانه یی هم داشته؛ اما اکنون مدت مدیدی است که ما حرکت حقیقی بی مشاهده نمی کنیم . احساس می کنیم این کار با ید انجام بگیرد و مردم مخلص و مومن و شخصیتهای عالمی از همه ی دنیای اسلام همکاری کنند . ما آماده هستیم و مایل هستیم که میزبان این مجموعه باشیم و زحمات و خدمتهای این کار را بز عهده بگیریم . علمای اسلامی باید کوشش کنند فقها و متکلمین و فلاسفه ی اسلامی بنشینند آراء را با یک دیگر تتبیق کنند و آنها را در مجموعه هایی جمع نمایند تا نظرات فرق مختلف اسلامی در مجموعه ی واحد و با نگاه مساعد به یکدیگر ، در تختیار همه ی مسلمین قرار بگیرد این ، از جمله کارهای بسیار لازم و ضروری است و امید واریم که همت صاحب همتان ، این کار را به انجام بر ساند مسابقه شماره 5 نويسنده : علامه سيد محمد حسين طباطبايي اعضاء تحريريه: گنجي - محمدي منبع مسابقه : سنن النبي تاريخ مسابقه : 87\12\30 كاري از : گروه معارف اسلامي شبكه دو سيما متن سؤال: از حضرت امام رضا عليهالسلام نقل ميكند كه فرمود: رسول خدا صليا... عليه و آله در روز اول محرم [كه آغاز سال قمري است] دو ركعت نماز خوانده و هنگامي كه از نماز فارغ ميشد اين دعا را سه بار ميخواند: الهي، تو خداي قديم و ازلي هستي و اين سال جديد است، پس از تو در اين سال ايمني از شيطان و توانايي مبارزه با نفس اماره و مشغول شدن به آنچه مرا به تو نزديك ميكند خواهانم. اي بزرگوار، اي صاحب جلال و شكوه و كرامت، اي تكيهگاه كسي كه تكيهگاهي ندارد، اي ذخيرة كسي كه ذخيرهاي ندارد، اي محافظ كسي كه محافظي ندارد، اي گنج كسي كه گنجي ندارد، اي نيكوكار، اي اميد بزرگ، اي ماية عزت ناتوانان، اي نجات دهندة غرق شدگان، اي رهايي بخش هلاك شدگان، اي نعمت دهنده، اي نيكوكار، اي بخشنده، اي نيكيكننده، تويي آن خدايي كه سياهي شب و روز، نور ماه و اشعه آفتاب، صداي آب و آواي درختان بر توسجده ميكنند. اي خدايي كه هيچ شريكي ندارد، الهي بهتر از آنچه به گمانها برسد براي ما مقدر فرما و گناهاني را كه كسي [جز تو] نميداند بيامرز، خدايي كه جز او معبودي نيست برايم كافي است بر او توكل ميكنم كه پروردگار عرش بزرگ است. به او ايمان آورديم كه همه چيز نزد پروردگارمان است و اين حقايق را جز صاحبان خرد متذكر نميشوند. پروردگارا ما را نلغزان بعد از آن كه هدايت فرمودي و از جانب خودت بر ما رحمت كن كه تو بسيار بخشندهاي. نام منبع : سنن النبي از حضرت اميرالمومين (ع) نويسنده : علامه سيد محمد حسين طباطبايي شماره صفحه : 203 توضيحات : سوال سه گزينهاي : كدام يك از موارد ذيل در دعاي پيامبر اكرم (ص) در آغاز سال جديد آمده است كه به خدا سجده كردهاند: الف: سياهي شب و روشنايي روز ب: صداي آب و آواي درختان ج: همه موارد مسابقه شماره 6 نويسنده : حسن رحيمپور ازغدي اعضاء تحريريه :گنجي - محمدي منبع مسابقه : محمد (ص) پيامبري براي هميشه تاريخ مسابقه : 1/1/88 متن سؤال: امام حسين عليهالسلام درباره پيامبر اكرم (ص) ميفرمايند: پيامبر صلي الله عليه و آله «دائم الفكر» بود؛ هميشه در تفكر بود، هرگز از فكر كردن خسته نميشد، «متواصل و الاحزان» بود؛ يعني همواره درغم شيرين باوقاري فرو رفته بود و معلوم ميشد كه غم متصلي است و بخش اعظم اين غم، در دل پيغمبر است، حال آنكه معمولاً بر لبش، لبخند جاري بود اما غم سنگين و ريشهداري در دل با او بود. آيا غم ناشي از درك يك حقيقت بزرگ بود؟ غم مردم بود؟ «و ليست له راحه» هرگز پيامبر را بيغم و بيدغدغه نميديدم، هميشه دغدغه چيزي داشت. «طويل السكت» بود، پيامبر اهل سكوتهاي طولاني بود، «لايتكلم في غير حاجه» جز وقتي كه لازم و مفيد بود، سخن نگفت. بناي پيامبر بر سكوت بود، الا وقتي كه حرف زدن، ضرورت و فايدهاي ميداشت و بايد حقيقتي را آشكار ميكرد، يا بايد از عدالتي دفاع ميكرد، در برابر منكر يا بيعدالتي برميآشفت و مشكل كسي را حل ميكرد و الا ساكت بود. سپس ميفرمايد كه او لين و اهل مدارا بود اما توخالي و جافي نبود، در عين حال ترسناك هم نبود، پيامبر هميشه در بين ما حرمت و ابهت داشت اما هيچ وقت از او نميترسيديم، ؟؟؟ هرچند اندك، نزد او بزرگ بود،بد هيچ چيز و هيچ كس را نميگفت. هرگز براي امر دنيوي و براي منافع خود، عصباني نشد. نام منبع : محمد (ص) پيامبري براي هميشه نويسنده : حسن رحيم پور ازغدي شماره صفحه : 30-29 سوال سه گزينهاي : كدام صفت از صفات زير در پيامبر اكرم (ص) وجود داشته است؟ الف: لين و اهل مدارا ب: سكوتهاي طولاني ج: همه موارد مسابقه شماره 7 نويسنده : استاد شهيد آيت الله مرتضي مطهري منبع مسابقه : سیری در سیره نبوی اعضاء تحريريه: گنجي - محمدي تاريخ مسابقه :2/2/88 متن سؤال: ولادت پيغمبر اكرم به اتفاق شيعه و سني در ماه ربيعالاول است، گو اينكه اهل تسنن بيشتر روز دوازدهم را گفتهاند و شيعه بيشتر روز هفدهم را، به استثناي شيخ كليني چه فصلي از سال متولد شده است؟ در فصل بهار. در السيره الحلبيه مينويسد: (ولد في فصل الربيع) در فصل ربيع به دنيا آمد. بعضي از دانشمندان امروز حساب كردهاند تا ببينند روز ولادت رسول اكرم با چه روزي از ايام ماههاي شمسي منطبق ميشود، به اين نتيجه رسيدهاند كه دوازدهم ربيع آن سال مطابق ميشود با بيستم آوريل، و بيستم آوريل مطابق است با سي و يكم فروردين و قهراً هفدهم ربيع مطابق ميشود با پنجم ارديبهشت. پس قدر مسلم اين است كه رسول اكرم در فصل بهار به دنيا آمده است حال يا سي و يكم فروردين يا پنجم ارديبهشت. در چه روزي از ايام هفته به دنيا آمده است؟ شيعه معتقد است در روز جمعه به دنيا آمدهاند، اهل تسنن بيشتر گفتهاند در روز دوشنبه، در چه ساعتي از شبانه روز به دنيا آمدهاند شايد اتفاق نظر باشد كه بعد از اطلاع فجر به دنيا آمدهاند، در بين الطلوعين. سوال سه گزينهاي : پيامبر اكرم در چه فصلي از سال به دنيا آمد ؟ الف: فصل بهار ب: فصل تابستان ج: فصل پاييز مسابقه شماره 8 نويسنده: حضرت آيت الله خامنهاي اعضاء تحريريه: گنجي - محمدي منبع مسابقه : پيشواي صادق تاريخ مسابقه : 3/1/88 متن سؤال: ميفرمايد: جالبترين روايتي كه من در اين باب ديدهام، روايت (عمروبن ابيالمقدام) است كه منظرة شگفت آوري را ترسيم ميكند: روز نهم ذيحجه (روز عرفه) است. محشري از خلايق در عرفات براي اداي مراسم خاص آن روز گرد آمدهاند و نمايندگان طبيعي مردم سراسر مناطق مسلمان نشين، از اقصاي خراسان تا ساحل مديترانه، جمعاند. يك كلمه حرف بجا در اينجا ميتواند كار گستردهترين شبكه وسايل ارتباط جمعي را در آن زمان بكند. اما، خود را به اين جمع رسانده است و پيامي دارد. ميگويد: ديدم امام در ميان مردم استاد و با صدايي هر چه بلندتر – با فريادي كه بايد در همه جا و همه گوشها طنين بيفكند و به وسيلة شنوندگان به سراسر دنياي اسلام پخش شود پيام خود را سه مرتبه گفت. روي را به طرف ديگري گرداند و سه مرتبه همان سخنان را ادا كرد. باز روي را به سمتي ديگر گرداند و باز هم فرياد و همان پيام و بدين ترتيب امام دوازده مرتبه سخن خود را تكرار كرد. اين پيام با اين عبارات ادا ميشد. «ايها الناس، ان رسول الله كان الامام ثم كان علي بن ابي طالب، ثم الحسن، ثم الحسين، ثم محمد بن علي، ثم...» امام عليهالسلام، امامان گذشته را يك يك نام ميبرد و به امامت آنان و اينكه اطاعت از فرمانشان واجب و حتم است، شهادت ميدهد و چون به نام خود ميرسد، سكوت ميكند. شنوندگان سخن امام به خوبي ميداند كه پس از امام باقر عليهالسلام ميراث علم و حكومت در اختيار امام صادق عليهالسلام است. و بدين ترتيب، هم حق فرمانروايي خود را مطرح ميسازد و هم با لحن استدلالگونه، ارتباط و اتصال خود را به نياي والامقامش علي بن ابيطالب بيان ميكند. سوال سه گزينهاي : امام صادق (ع) در روز عرفه با بيان نام پيامبر صلي الله عليه و آله و ساير ائمه عليهم السلام به عنوان امام بر چه امري تاكيد ميكند؟ الف: بيان ارتباط و اتصال خود به علي (ع) ب: اعلام حق فرمان روايي خود ج: گزينههاي 1 و 2 مسابقه شماره 9 منبع مسابقه : كتاب پيامبر امي نويسنده : شهيد مطهري اعضاء تحريريه: گنجي – محمدي تحليل سؤال : خاورشناسـان نيـز كه بـا ديدة انتقاد به تاريخ اسلامي مينگرند كوچكترين نشانهاي بر سابقة خواندان و نوشتن رسول اكرم نيافته، اعتراف كردهاند كه او مردي درس ناخوانده بود و از ميان خلقي درس ناخوانده برخاست. كارلايل در كتاب معروف «الابطال» ميگويد: يك چيز را نبايد فراموش كنيم و آن اينكه محمد هيچ درسي از هيچ استادي نياموخته است. ويلدورانت در «تاريخ تمدن» ميگويد: ظاهراً هيچ كس در اين فكر نبود كه وي (رسول اكرم) را از نوشتن و خـواندن آمـوزد. در آن موقع هنـر نوشتن و خواندن بهنظر عربان اهميتي نداشت، به همين جهت در قبيله قريش بيش از 17 تن خواندن و نوشتن نميدانستند. جـان ديون پورت در كتـاب «عـذر تقصير به پيشگاه محمد و قرآن» ميگويد: دربارة تحصيل و آموزش، آن طوري كه در جهان معمول است، همه معتقدند كه محمد تحصيل نكرده و جز آنچه در ميان قبيله اثر رايج و معمول بوده چيزي نياموخته است. كونستان ورژيل گيورگيو در كتاب «محمد پيغمبري كه از نو بايد شناخت» ميگويد: با اينكه اُمّي بود، در اولين آيات كه بروي نازل شده صحبت از قلم و علم، يعني نوشتن و نويسانيدن و فراگرفتن و تعليم دادن است. در هيچ يك از اديان بزرگ اين اندازه براي معرفت قائل به اهميت شدهاند و هيچ ديني را نميتوان يافت كه در مبدأ آن، علم و معرفت اين قدر ارزش و اهميت داشته باشد. اگر محمد يك دانشمند بود، نزول اين آيات در غار حرا توليد حيرت نميكرد، چون دانشمند قدر علم را ميداند؛ ولي او سواد نداشت و نزد هيچ آموزگاري درس نخوانده بود. من به مسلمانها تهنيت ميگويم كه در مبدأ دين آنها كسب معرفت اين قدر با اهميت تلقي شده. سوال سه گزينهاي : اين جمله از كدام مُستشرق غربي دربارة پيامبر اسلام صلياللهعليهوسلم گفته شده است؟ با اينكه اُمّي بود در او اين آيات كه بر وي نازل شده صحبت از علم و قلم است... او پيامبر اكرم (ص) سواد نداشت و نزد هيچ آموزگاري درس نخوانده بود. من به مسلمانها تهنيت ميگويم كه در مبدأ دين آنها كسب معرفت اينقدر بااهميت تلقي شده. الف: توماس كارلايل در كتاب الابطال ب: جان ديون پورت در كتاب عذر و تقصير به پيشگاه محمد (ص) و قرآن ج: كونستان ورژيل گيورگيو در كتاب محمد پيامبري كه از نو بايد شناخت مسابقه شماره 10 نويسنده : آيت الله مرتضي مطهري منبع مسابقه : سيري در سيره نبوي اعضاء تحريريه: گنجي - محمدي تاريخ مسابقه : 5/1/88 متن سؤال: راجع به علل پيشرفت سريع اسلام، ما به تناسب بحث خودمان كه بحث در سيرة نبوي است سخن ميگوئيم. قران اين مطلب را توضيح داده است و تاريخ هم همين مطلب را به وضوح تاييد ميكند كه يكي از آن علل و عوامل «سيرة نبوي» و روش پيغمبر اكرم يعني خلق و خوي و رفتار و طرز دعوت و تبليغ پيغمبر اكرم است. البته علل ديگري هم در كار است. خود قرآن كه معجزة پيغمبر است، آن زيبايي قرآن، آن عمق قرآن، آن شورانگيزي قرآن، آن جاذبة قرآن، بدون شك عامل اول است. عامل اول براي نفوذ و توسعة اسلام در هر جا خود قرآن و محتواي قرآن است. ولي از قرآن كه صرفنظر كنيم، شخصيت رسول اكرم، خلق و خوي رسول اكرم، سيرة رسول اكرم، نوع رهبري و مديريت رسول اكرم عامل دوم نفوذ و توسعة اسلام است. و حتي بعد از وفات پيغمبر اكرم هم تاريخ زندگي پيغمبر اكرم يعني سيرة او كه بعد در تاريخ نقل شده است، خود اين سيرة تاريخي عامل بزرگي بوده است براي پيشرفت اسلام. آيهاي كه در ابتداي سخنم تلاوت كردم ميفرمايد: (فبما رحمه من ا... لنت لهم) خدا به پيغمبرش خطاب ميكند: اي پيامبر گرامي! به موجب رحمت الهي به تو، در پرتو لطف خدا تو نسبت به مسلمين اخلاق لين و نرم و بسيار ملايمي داري، نرمش داري، ملايم هستي، روحيه تو روحيهاي است كه با مسلمين هميشه در حال ملايمت و حلم و بردباري و حسن خلق و حسن رفتار و تحمل و عفو و امثال اينها هستي. سوال سه گزينهاي : علت پيشرفت سريع اسلام كدام است؟ الف: جاذبه و شورانگيزي قرآن ب: شخصيت رسول اكرم (ص) ج: همه موارد مسابقه شماره 11 نويسنده : علامه سيد محمد حسين طباطبايي منبع مسابقه : سنن النبي اعضاء تحريريه: گنجي - محمدي تاريخ مسابقه : 6/1/88 متن سؤال: از رسول ا... صلي ا... عليه و آله نقل ميكنند كه فرمود: من براي آموزش و تكميل اخلاق نيك و پسنديده مبعوث شدهام و همچنين از امام صادق عليهالسلام نقل گرديده كه فرمود: خداوند رسولش را به مكارم اخلاق مخصوص گرداند شما نيز خودتان را بيازماييد اگر اين مكارم اخلاق در شما بود، خدا را ستايش كنيد و از او بخواهيد كه آن را در شما بيفزايد. سپس اما ده مورد از مكارم اخلاق را بيان فرمود: «يقين، قناعت، صبر، شكرگذاري، بردباري، حسن خلق، سخاوت، غيرت، شجاعت و مروت» سوال سه گزينهاي : رسول خدا كدام مطلب را به عنوان هدف بعثت خود اعلام كردند؟ الف: گسترش اعمال صالح ب: آموزش و تكميل اخلاق نيك و پسنديده ج: عبادت و بندگي خدا مسابقه شماره 12 نويسنده : آيت الله مرتضي مطهري منبع مسابقه : سيري در سيره نبوي اعضاء تحريريه: گنجي - محمدي تاريخ مسابقه : 7/1/88 متن سؤال: امروز نوآوري را ميگويند. «بدعت». نوآوري در غير امر دين عيبي ندارد. كسي در شعر ميخواهد نوآور باشد، كسي در هنر ميخواهد نوآور باشد، كسي در فلسفه ميخواهد نوآور باشد. اين مانعي ندارد ولي در دين، نوآوري معني ندارد چون آورندة دين، ما نيستيم. حتي امام هم آورندة دين نيست. امام وصي پيغمبر و خزانة علم اوست. آنچه كه پيغمبر گفته است. خود پيغمبر هم آورندةدين نيست. خدا به وسيله ملك و گاهي بدون وسيله ملك دين را به پيغمبر وحي ميكند، پيغمبر به مردم ابلاغ ميكند و همهاش را يكجا براي امام بيان ميكند. آورندة دين حتي پيغمبر هم نيست. در دين نوآوري غلط است، بدعت است و حرام. بله، نو استنباط كردن درست است كه آن نوآوري نيست. اخبار ؟؟؟ خيال ميكنند اجتهاد و نوآوري است، ميگويند اجتهادها همه بدعت است. اشتباه ميكنند. اجتهاد يعني حسن استنباط. ممكن است مجتهدي مطلبي را از نو استنباط كند كه قبلاً خود او يا ديگران جور ديگر استنباط ميكردهاند. اين مسئله استنباط است نه نوآورندگي. سوال سه گزينهاي : كدام يك از موارد ذيل در دين صحيح نيست؟ الف: نوآوري در دين ب: تحقيق در دين ج: تفكر در دين مسابقه شماره 13 نويسنده : حضرت آيت الله خامنهاي منبع مسابقه : پيشواي صادق اعضاء تحريريه: گنجي - محمدي تاريخ مسابقه : 8/1/88 متن سؤال: ديگر، وظيفه پيامبران را مشخص ميسازد. پيامبران آمدهاند تا دنيا را به شكل نويني بسازند و نابسامانيها را ريشهكن كنند و رستاخيزي در محيط جاهلي زمان پديد آورند. چنان كه علي (ع) در طليعة حكومت خود فرمود (حتي يعود اسفلكم اعلاكم و اعلاكم اسفلكم) بالانشينان بياستحقاق را به زير كشانيد و خاك نشينان مظلوم را در سطح شايستة زندگي قرار دهيد. و به كونه سخن، جامعهاي بسازيد بر اساس توحيد و عدل اجتماعي و تكريم انسان و تامين آزادي و برابري حقوقي و قانوني ميان همه گروهها و افراد و نفي استعمار و استبداد و احتكار؛ يعني تحمل و تعميق و ميدان دادن به استعدادهاي انسان، و تشويق به انديشمندي و دانشاموزي و خلاصه جامعهاي كه مهد پرورش و تعالي انسان از همه سو و با همة ابعاد اصلياش باشد و او را در مسير تكامل تاريخياش از نقطه تحول و نقطه عطفي بس مهم بگذارند. اين است وظيفهاي كه پيامبران خدا براي قيام به آن برانگيخته شدهاند. براي آنكه وثيقه وحي و امام – و به ديگر سخن، فلسفة تفصيلي امامت – دانسته شود. بايد وظيفة پيامبر صلي الله عليه و آله و فلسفه و موجب نبوت را دانست. (لقد ارسلنا رسلنا بالبينات و انزلنا معهم الكتاب و الميزان ليقوم الناس بالقسط) پيامبران را با نشانههاي قاطع و ترديد ناپذير فرستاديم و با آنان كتاب و ميزان فرستاديم تا مردم زندگياي بر اساس قسط و عدل و جامعهاي عادلانه و قابل زيست داشته باشند. اين، يكي از آياتي است كه فلسفه و علت نبوت و به نگاهي سوال سه گزينهاي : بر اساس آيه 25 سورهي حديد فلسفه نبوت چيست؟ الف: ارائه مكتب فكري نو ب: ساختن جامعه بر اساس توحيد و عدل اجتماعي ج: گسترش علوم بشري مسابقه شماره 14 نويسنده : استاد شهيد آيت الله مرتضي مطهري منبع مسابقه : سيري در سيره نبوي اعضاء تحريريه: گنجي - محمدي تاريخ مسابقه : 9/1/88 متن سؤال: استاد شهيد آيت الله مرتضي مطهري در صفحه 40 كتاب سيري در سيرة نبوي ميفرمايد: عمده در كلمات بزرگان اين است كه نكات بسيار دقيقي كه در اين كلمات گنجانيده شده است، افراد بتوانند درك كنند، خصوصاً كه پيغمبر اكرم دربارة سخنان خودش فرمود: اعطيت جوامع الكلم: خداوند به من كلمات جامعه داده است. يعني خدا به من قدرتي داده است كه با يك سخن كوچك يك دنيا مطلب ميتوانم بگويم. سخنان پيغمبر را همه ميشنديد ولي آيا همه ميتوانستند به عمق سخنان پيغمبر آنچنانكه بايد، برسند؟ ابداً. شايد صدي نود و نهشان هم نميرسيدند. خود پيغمبر اكرم ببينيد چگونه مطالب را پيشبيني ميكند. جملهاي دارد كه مفاد آن اين است: سخناني كه از من ميشنويد ضبط و نگهداري كنيد و به نسلهاي آينده تحويل بدهيد و بسپاريد. اي بسا نسلهاي آينده و خيلي دور معني حرف مرا بهتر بفهمند از شما كه امروز پاي منبر من هستيد. سوال سه گزينهاي : منظور از جوامع الكلم در بيانات پيامبر اعظم (ص) چيست؟ الف: سخنان كلي ب: جزئيات احكام ج: عمق كلام مسابقه شماره 15 نويسنده : علامه سيد محمد حسين طباطبايي منبع مسابقه : سنن النبي اعضاء تحريريه: گنجي - محمدي تاريخ مسابقه : 10/1/88 متن سؤال: از حضرت اميرالمومنين علي عليهالسلام نقل ميكند كه فرمود: هرگاه تولد دختري را به رسول خدا صلي الله عليه و آله مژده ميدادند، ميفرمود: شاخه گلي است و روزي او بر عهدة خدا است. سوال سه گزينهاي : هرگاه تولد دختري را به رسول خدا (ص) مژده ميدادند ميفرمود.... الف: نعمت خدا است. ب: شاخة گلي است ج: نشانة رحمت خدا است مسابقه شماره 16 نويسنده : استاد مرتضي مطهري منبع مسابقه : كتاب امامت و رهبري اعضاء تحريريه: گنجي - محمدي تاريخ مسابقه : 88/1/11 متن سؤال: مفهوم اتحاد اسلامي كه در صد سال اخير ميان علما و فضلاء مؤمن و روشنفكر اسلامي مطرح است، اين نيست كه فرقههاي اسلامي بهخاطر اتحاد اسلامي از اصول اعتقادي و يا غيراعتقادي خود صرفنظر كنند و به اصطلاح مشتركات همهِ فَرق را بگيرند و مختصات همه را كنار بگذارند چه، اين كار نه منطقي است و نه عملي. چگونه ممكن است از پيروان يك مذهب تقاضا كرد كه بهخاطر مصلحت حفظ وحدت اسلام و مسلمين، از فلان اصل اعتقادي يا عملي خود كه بههرحال بهنظر خود آنرا جزء متن اسلام ميداند صرفنظر كند؟ طراحان فكرعالي اتحاداسلامي كه درعصر ما مرحوم آيتاللهالعظميبروجردي قدسالسره در شيعه و علامه شيخ عبدالمجيد سليم و علامه شيخ محمود شلتوت در اهل تسنن در رأس آن قرار داشتند، چنان طرحي درنظر نداشتند. آنچه آن بزرگان درنظر داشتند اين بود كه فرقههاي اسلامي درعين اختلافاتي كه در كلام و فقه و غيره با هم دارند بهواسطة مشتركات بيشتري كه ميان آنها هست ميتوانند درمقابل دشمنان خطرناك اسلام دست برادري بدهند و جبهه واحدي تشكيل دهند. اين بزرگان هرگز درصدد طرح وحدت مذهبي تحت عنوان وحدت اسلامي كه هيچگاه عملي نيست، نبودند. سوال سه گزينهاي : مفهوم «اتحاد اسلامي» با كدام گزينه منطبق است؟ الف: ايجاد يك جبهه واحد در برابر دشمنان خطرناك اسلام ب: ايجاد وحدت مذهبي ج: صرفنظر كردن مذاهب اسلامي از اصول اعتقادي خود مسابقه شماره 17 نويسنده : آيت الله مرتضي مطهري منبع مسابقه : سيري در سيرة نبوي اعضاء تحريريه: گنجي - محمدي تاريخ مسابقه : 12/1/88 متن سؤال: و شاورهم في الامر. اين از شئون اخلاق نرم و ملايم پيغمبر بود. پيغمبر ما، عزيز ما، در كارها با مسلمين مشورت كن. عجبا، پيغمبر است، نيازي به مشورت ندارد. رهبري مشورت ميكند كه نياز به مشورت دارد. او نياز به مشورت ندارد ولي براي اينكه اين اصل را پايهگذاري نكند كه بعدها هر كس كه حاكم و رهبر شد، بگويند او مافوق ديگران است، او فقط بايد دستور بدهد ديگران بايد عمل كنند و مشورت هم معنا ندارد، علي هم مشورت ميكرد، پيغمبر هم مشورت ميكرد. آنها نيازي به مشورت نداشتند ولي مشورت ميكردند براي اينكه اولاً ديگران ياد بگيرند، و ثانياً مشورت كردن شخصيت دادن به همراهان و پيروان است. آن رهبري كه مشورت نكرده تصميم ميگيرد، اتباع او چه حس ميكنند؟ ميگويند پس معلوم ميشود ما حكم ابزار را داريم، ابزاري بيروح و جان. ولي وقتي خود آنها را در جريان گذاشتيد، روشن كرديد و در تصميم شريك نموديد، احساس شخصيت ميكنند و در نتيجه بهتر پيروي ميكنند. (و شاورهم في الامر فاذا عزمت فتوكل علي ا...) اي پيغمبر ولي كار مشورتت به آنجا نكشد كه مثل آدمهاي دو دل باشي؛ قبل از اينكه تصميم بگيري مشورت كن، ولي رهبر همين قدر كه تصميم گرفت بايد تصميمش قاطع باشد. بعد از اين تصميم يكي ميگويد: اگر اين جور كنيم چطور است؟ ديگري ميگويد: آن جور كنيم چطور است؟ بايد گفت: نه، ديگر تصميم گرفتيم و كار تمام شد. قبل از تصميم مشورت، بعد از تصميم قاطعيت، همين قدر كه تصميمگرفتي، به خدا توكل كن و كار خودت را شروع كن و از خداي متعال هم مدد بخواه. سوال سه گزينهاي : علت آن كه پيامبر (ص) و امام (ع) با مردم مشورت ميكردند چه بود؟ الف: شخصيت دادن به همراهان و پيروان ب: مشاركت آگاهانه و فعالانه مردم در امور ج: همه مردم مسابقه شماره 18 نويسنده : آيت الله خامنهاي منبع مسابقه : پيشواي صادق اعضاء تحريريه: گنجي - محمدي تاريخ مسابقه : 13/1/88 متن سؤال: امامت نيز به حكم آنكه ادامة نبوت و پويشي در همان راه است – حاصل همين بار امانت و مكلف به همين تكليف است. اگر پيامبر اسلام صليا... عليه و آله دويست و پنجاه سال زندگي ميكرد، چه ميكرد و در چه جهتي حركت ميكرد؟ عمل و جهت گيري امام و وصي پيامبر صل الله عليه و آله عيناً همان است. هدف امامت و راه آن، همان هدف پيامبر صلي ا... عليه و آله و راه اوست. يعني ايجاد جامعه و نظام عادلانة اسلامي و كوشش براي دوام و گسترش آن. البته اقتضاي زمانها مختلف است و به همان نسبت تاكتيكها و شيوههاي خاص هر زمان بايد به كار گرفته شود. خود پيامبر اسلام صلي ا... عليه و آله آن روز كه هنوز راه درازي تا تشكيل نظام اسلامي داشت، طوري عمل ميكرد، و آن روز كه بر اثر گام هميشه استوارش در راه، به دستيابي بر اين مقصود نزديك شده بود، طوري ديگر... و آن زمان كه اين نظام آرماني را تازه پرداخته و هنوز در آن نياز و نقاط ضعف سراغ داشت، تدبيري براي تداوم آن به كار ميبرد، و بالاخره آنگاه كه خود و تشكيلات خود را مستحكم و مستقر ميديد، تدبيري ديگر... و آنچه در همه حال محفوظ و يكنواخت بود، همانا جهت گيري و هدف والايي بود كه به خاطر آن برانگيخته شده بود و به خاطر آن زنده بود، يعني كوشش براي ايجاد و ادامة محيط و نظامي كه در آن انسان بتواند از همه سو و با همة ابعادش تعالي يابد و از همه استعدادها و تواناييهايي كه در وجود او نهاده شده، بهرهمند گردد. امامان شيعه، همانند خود پيامبر صليا... عليه و آله، هدفي جز اين نداشتند كه نظام عادلانه اسلامي را با همان ويژگيها و با همان جهتگيري ايجاد كنند و اگر چنين نظامي سرپاست، آن را تداوم بقا بخشند. سوال سه گزينهاي : فلسفه امامت و هدف امامان شيعه در مقايسه با هدف پيامبر اسلام (ص) چه بوده است؟ الف: ادامهي نبوت و پويشي در همان راه ب: ايجاد نظام عادلانهي اسلامي ج: همه موارد مسابقه شماره 19 نويسنده : حضرت آيت الله خامنهاي منبع مسابقه : كتاب ولايت اعضاء تحريريه: گنجي - محمدي ا تاريخ مسابقه : 14/1/88 متن سؤال: منظور از قيام كننده چيست؟ آيا مقصود ميتواند قيام به تبليغ و ارشاد و بيان احكام دين باشد؟ يا مفهومي كه ما امروز از اين تعبير ميفهميم؟ بايد گفت نه، قيام در عرف ائمه (عليهم السلام) و شيعه داراي همان مفهومي است كه امروز از اين كلمه فهميده ميشود؛ قيام كننده كسي است كه بر ضد قدرت مسلط، قدرتمندانه كمر ميبندد و به پا ميخيزد. اين مفهوم لزوماًبا قدرت نمايي نظامي همراه نيست ولي به هر جهت نمايشگر يك تعرض و هجوم است، نمايشگر اقدام به كار سنگين و خطير است. در زمينة فعاليتهاي فكري، يا سازندگي افراد، يا ايجاد تشكل و رهبري يك نهضت پنهاني، ولي به هر صورت آميخته با قهر و تعرض. اين امر در عرف شيعه و ائمه (عليهم السلام) تعبير كنايهآميزي است از آيندة موعود تشيع، يعني كسب قدرت سياسي و يا اقدام به مقدمات نزديك آن – مانند تعرض نظامي – و قائم كسي است كه اين تعرض را فرماندهي و رهبري ميكند. و در روايات ما موارد فراواني وجود دارد كه راجع به خصوصيات قيام قائم پيشگوييهايي شده است و همه جا مقصود، همين قيام كنندهاي است كه شيعه در طول دوران زندگي ائمه انتظار او را ميداشته و او را در اشخاص مختلف ميجسته است. سوال سه گزينهاي : ضمن عرض تبريك به مناسبت سالگرد آغاز امامت حضرت حجت بن الحسن عليهالسلام، منظور از قائم (قيام كننده) در فرهنگ شيعي چيست؟ الف: كسي كه قيام به تبليغ دين ميكند. ب: كسي كه بر ضد قدرت مسلط به پا خيزد ج: كسي كه براي ارشاد و بيان احكام قيام ميكند مسابقه شماره 20 نويسنده : آيت الله خامنهاي منبع مسابقه :پيشواي صادق اعضاء تحريريه: گنجي - محمدي تاريخ مسابقه : 15/1/88 متن سؤال: ميفرمايد: امام صادق (ع) نيز مانند ديگر امامان شيعه، محور برجستة دعوتش را موضوع امامت تشكيل ميداده است. براي اثبات اين واقعيت تاريخي، قاطعترين محرك روايات فراواني است كه ادعاي امامت را از زبان امام صادق عليهالسلام به روشني و با صراحت تمام نقل ميكند. امام در هنگام اشاعه و تبليغ اين مطلب، خود را در مرحلهاي از مبارزه ميديده است كه ميبايست به طور مستقيم و صريح، حكام زمان را نفي كند و خويشتن را به عنوان صاحب حق واقعي ولايت و امامت به مردم معرفي نمايد، و قاعدتاً اين عمل فقط هنگامي صورت ميگيرد كه همه مراحل قبلي مبارزه با موفقيت انجام گرفته، آگاهيهاي سياسي و اجتماعي در قشر وسيعي پديد آمده، آمادگيهاي بالقوه در همه جا احساس شده. زمينههاي ايدئولوژيك در جمع قابل توجهي تصميم راسخ خود را براي مبارزه نهايي گرفته است. بدون اين همه، مطرح كردن نام يك شخص معين به عنوان امام و زمامدار محق جامعه، كاري عجولانه و بيفايده خواهد بود. سوال سه گزينهاي : امام صادق (ع) قبل از معرفي خود به عنوان صاحب حق ولايت و نفي صريح حكام زمان كدام يك از مراحل ذيل را ضروري می دانستند؟ الف: پديد آمدن آگاهيهاي سياسي و اجتماعي در قشر وسيعي از مردم ب: ثابت شدن لزوم حكومت حق و عدل براي جمع كثيري از مردم ج: گزينههاي 1 و 2 مسابقه شماره 21 نويسنده : حضرت آيت الله خامنهاي منبع مسابقه : پيشواي صادق اعضاء تحريريه: گنجي - محمدي تاريخ مسابقه : 16/1/88 متن سؤال: از قديمترين ادوار اسلامي، فقه و حديث و تفسير به دو جريان كلي تقسيم شد. يكي جريان وابسته به دستگاه حكومتهاي غاصب، كه در موارد بسياري حقيقتها را فداي مصلحتهاي آن دستگاهها ساخته و در برابر بهاي ناچيزي، حكم خدا را تحريف ميكردند؛ و ديگري جريان اصيل و امين كه هيچ مصلحتي را بر مصلحت تبيين احكام درست الهي مقدم نميساخت و قهراً در هر قدم، روياروي دستگاه حكومت و فقاهت مزدورش قرار ميگرفت؛ و از آن رو در غالب اوقات، شكل قاچاق و غير رسمي داشت. با اين آگاهي، به وضوح ميتوان دانست كه فقه جعفري در برابر فقيه فقيهان رسمي روزگار امام صادق عليهالسلام فقط يك اختلاف عقيدة ديني ساده نبود، بلكه در عين حال دو مضمون متعارضانه را نيز با خود حمل ميكرد: نخست و مهمتر، اثبات بينصيبي دستگاه حكومت از آگاهي ديني و ناتواني آن از ادارة امور فكري مردم – يعني در واقع، عدم صلاحيتاش براي تصدي مقام خلافت، و ديگر، مشخص ساختن موارد تحريف در فقه رسمي كه ناشي از مصلحت انديشي فقيهان در بيان احكام فقهي و ملاحظهكاري آنان در برابر تحكم و خواست قدرتهاي حاكم است. امام صادق عليهالسلام با گسترده بساط علمي و بيان فقه و معارف اسلامي و تفسير قرآن به شيوهاي غير از شيوة عالمان وابسته به حكومت،عملاً به معارضه با آن دستگاه برخاسته بود. آن حضرت بدينوسيله تمام تشكيلات مذهبي و فقاهت رسمي را كه يك ضلع مهم حكومت خلفا به شمار ميآمد، تخطئه ميكرد و دستگاه حكومت را از بعد مذهبياش تهيدست ميساخت. سوال سه گزينهاي : ترويج فقه جعفري از سوي امام صادق عليهالسلام چه پيامي داشت؟ الف: تهيدست بودن دستگاه حكومت از بعد مذهبي ب: عدم صلاحيت دستگاه حكومت براي تصدي مقام خلافت ج: همه موارد
|
ساعت 10:23:21